عبد الحسين نوايى

114

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

شاه از او مجددا مشكوك مىشود و نخواهد گذاشت از سرحد بگذرد و ديگر ابدا گوش به حرف او نخواهد داد . ممكن نيست بتواند كارى بكند و اگر مىخواهند علاء الدوله به طهران نرود آن‌وقت ممكن است امضا نمايد . معتمد خاقان و امير اعظم قدرى تندى كردند . بعد مخبر السلطنه مطلب را برگرداند و او هم گفت اين تلگراف صحيح نيست . احتشام السلطنه اصرار داشت كه خير مفيد است و غير از علاء الدوله همه اين تلگراف را امضا نمايند اثر خواهد كرد . مجلس طول كشيد و نتيجه گرفته نشد . روزنامهء « تان » را آوردند . نوشته بود قشون ملى كه جلو سعيد - الملك به بناب رفته بودند شكست خورده عقب نشستند . بارى قرار شد روز سه‌شنبه باز مجلس نمايند و تلگرافات فردا دوشنبه و سه - شنبه را هم بخوانند و آن‌وقت فكرى بكنند و همه پا شدند و رفتند . بنده را جناب احتشام السلطنه نگاه داشتند . رفتيم شام خورديم . در سر شام با علاء الدوله و احتشام - السلطنه و امير اعظم خيلى صحبتها شد . باز احتشام السلطنه اظهار كردند كه اين تلگراف خوب است بشود . ولى خوب است فقط من و ممتاز الدوله كه هردو رئيس مجلس شوراى ملى بوده‌ايم به شاه مخابره كنيم . گفتهء شد خوب است مخبر السلطنه هم چون فرمانفرماى آذربايجان بوده است امضا بنمايند . » معاضد السلطنه پس از مراجعت از انگلستان به فكر مىافتد كه مركزى براى قواى متشتت مليون ايرانى كه در اقطار و اكناف دنيا پراكنده شده بودند فراهم نمايد و براى اين منظور انتشار روزنامه‌اى را واجب مىبينند و به همين نظر پس از مشورت با ميرزا على اكبر دهخدا شروع به كار مىنمايند و تصميم مىگيرند كه روزنامهء صور اسرافيل را منتشر نمايند . روزنامهء صور اسرافيل در تاريخ مشروطيت ايران معروف‌تر از آن است كه اينجا صحبت آن شود . همين‌قدر بايد گفت كه رواج اين روزنامه ، كه صبح به چهار شاهى منتشر و عصر به چند تومان خريد و فروش مىشد ، در بيدارى ذهن مردم تأثير